بالاتر از تاریکی

ساخت وبلاگ
چکیده : ... با عنوان : دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من بخوانید :
  دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا مننه بسته‌ام به کس دل، نه بسته دل به من کسچو تخته پاره بر موج، رها... بالاتر از تاریکی...ادامه مطلب
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:20

چکیده : ... با عنوان : یلدا بخوانید :
امشب یلدا هست طولانی ترین شب سال همه جشن گرفتن و شاد هستن 

ولی من مثل همیشه نقاب خنده رو لبام دارم تا بگذرد این چند دقیقه 

تو خلوتم قطره ای از گوشه چشمم پایین امد اهی بلند ای کاش من هم از ته دل میخندیدم راستی چرا مردم شاد هستن فقط برای یک دقیقه تاریکی بیشتر ؟ یا یک دقیقه بیشتر کنار عشق بودن؟ 

من که همه دنیام تاریکیه پس چه لذتی دارد برایم

دوما عشقی نیست که نوازش گونه در اغوشش کشم تا کنار زند غبار تنهایی ام را بگذریم لبخند بزن تو بخند من هم روزی خواهم خندید 

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:20

چکیده : ... با عنوان : دوروغ مصلحتی بخوانید :
گاهی وقتا برای حفظ ظاهر باید دوروغ بگی و لبخند ژوکند بزنی تا تو جمع کسی نفهمه تنهایی تو اون جمع وقتی کسی حواسش نیست یه لحظه نقابت کنار میره و غم تو چشات موج میزنه دلت میخواد اشک بریزی ولی نمیتونی بعد شام بهونه کار فوری از جمع میزنی بیرون تو بارون قدم میزنی صورتت خیس میشه چشات بارونی میشن و بارون میشوره قطره شور روی گونه هارو بعد به خودت میای میگی چته تو محکومی محکوم به تنهایی 

ای کاش ...

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:20

چکیده : ... با عنوان : ترس از دست دادن تو بخوانید :
تو این دنیای تاریک من یکی هست که میتونه اروم کنه این دریای پر تلاطم قلبمو اما میترسم بهش بگم میترسم که از دستش بدم میترسم این کور سوی امیدی که باهاش دلخوشم هم از دستم بره نمیدونم چیکار کنم اون حالمو میفهمه اما میترسم به زبون بیارمش  میترسم از رویاهایی که با اون ساختم حرف بزنم فقط تو قلبم باهاش حرف دلمو میزنم و وقتی حواسش نیست عاشقانه نگاهش میکنم و از نگاهش مست میشم ارزو میکنم خودش بیاد سمتم یا شرایطی پیش بیاد بتونم بگم دلم گرفته خستم خدا جون یه بار یه کاری کن برام😢😢😢😢

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 2:20

چکیده : ... با عنوان : روز رفتن بخوانید :
ه روز میشه که دیگه چشام باز نشه لبام به هم چسبیده باشه. زبانم تو دهانم بی حرکت بمونه تنم سرد و کرخت بشه. انگار یه کوه سنگی غول اسا رو تنم قرار داده باشن توان حرکت ندارم چند نفر کنارم جم شن ماساژ ماساژ تنفس اتروپین اپی نفرین شوت کناتروپین اپی نفرین دوباره شوت کن ماساژ ماساژ تنفس شوک شوک بورو دویست ژول. خط ساف بوق ممتد دیگه تمام. ملافه سفید چشمامو با چسب میبندن تا نکنه باز کنم تا دوباره دنیا رو ببینمدهانم رو میبندن تا نکنه حرفی که در دل دارم رو بزنم دست و پامو میبندن تا نتونم تکونی بخورمبیرون اتاق همه گریان نه برای م برای خودشانبرای زخمهایی که به من زدن برای دردهایی که در دلم کاشتن برای نامهربانی هایی که کردن منو به قبرستان میبرن غسلم میدن تا پاک. شوم بعد کفن بلند بگو لاالله الا اللهکنار قبرم برام نماز میخواننددر خاک قرارم میدن. سنگ لحد رو میزارن اخرین سنگ هم میزارنفورا خاک میریزن خاک خاک سرد حالا دیگه حال زنده بودن دارم تنهامسیاهی و تاریکی قبر سردی خاک. فقط من موندم و تنهایی و سردی و سیاهی. حال خیلی از روزهایی حال منبعد ریختن خاک بر سرم اب میریزن و همه ارامتر میشوند گویی باور میکنن که دیگر نیستمهمه به محلی برای عزا داری برای من میروند تا ظاهر کارشان حفظ شود همه تسلیت میگویند و سر سلامتی میدهند من موندم و خاک و سیاهیناگهان نور میتابد نکند نکیر و منکر رسیدن ظاهرا وقت حساب است از م بالاتر از تاریکی...ادامه مطلب
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 15:21

چکیده : ... با عنوان : داستان عاشقی بخوانید :
✍توے دانشگاه مشهور بود بہ اینڪه نہ بہ دختری نگاه مے ڪنه و نہ اینڪه، تا مجبور بشہ با دخترے حرف می زنہ  هر چند، گاهی حرف هاے دیگه ای هم پشت سرش می زدن توی راهرو با دوست هام ایستاده بودیم و حرف می زدیم ڪه اومد جلو و بہ اسم صدام ڪرد خانم همیلتون می تونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟  🍃🌸🍃 ڪنجکاو شدم  پسری ڪه با هیچ دخترے حرف نمی زد با من چہ ڪار داشت؟ دنبالش راه افتادم و رفتیم توے حیاط دانشگاه بعد از چند ل بالاتر از تاریکی...ادامه مطلب
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 19:18

چکیده : ... با عنوان : دود کن بخوانید :

دود کن بودنم را... دود کن حرف های عاشقانه ام را... نگاهم را... دل تنگم را... خاطراتم را... اشک هایم را... همه را بر سر سیگاری جمع کن... آتش بزن و دود کن... مچاله شدن آنچه را ساخته بودیم ببین! همه ی این ها روزی برایت حسرت میشوند... آتش را تو زدی... دودش را تماشا کن..!

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 13:43

چکیده : ... با عنوان : ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ !!!!... بخوانید :
  ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ !!!!... ﮐﻪ ﻧﻪ ﻋﯿﻦ ﺁﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ...... ﻭ ...... ﻧﻪ ﻋﯿﻦ ﺁﺩﻡ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ !...... ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﯾﮏ ﺫﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ..... ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ !!!..... ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻬﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .... ﻭ ...... ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺣﺎﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ..... ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﻃﺮﻑ ﺩﻩ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﺮ ﺗﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺳﻤﺲ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﻢ .... ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﺩﻩ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺮﻭﺩ ﺟﺎﯾﯽ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ ﻫﻬﻬﻪ ! ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﻤﺎﻥ ﺷﺪﻩ.. بالاتر از تاریکی...ادامه مطلب
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 19 تاريخ : دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 17:35

چکیده : ... با عنوان : داستان عاشقی 1/1 بخوانید :
ادامه مطلب قبل

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 29 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 4:58

چکیده : ... با عنوان : داستان بخوانید :
این داستان واقعی است داستان خیانت

بالاتر از تاریکی...
ما را در سایت بالاتر از تاریکی دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 23 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 4:58